![]() |
![]() |
|
| بی خیال بابا!فقط زندگی میگذره چون راهی به جز این نداره پس شاد باشین و شیطون! |
|
قبل از زنگ اول: سلام!چه طوری؟ دلم تنگ شده بود! عیدت مبارک! هنوز 2دقیقه نگذشته بود که توهم روان نویس صورتی یعنی این قدر تابلو من عاشق صورتیم!(خوب به این میگن یه سلیقه کاملا دخترونه! شیرین هم یه خرس گوگولی برام خریده!(من الان دارم اینا رو تو کلاس می نویسم!شیرین می گه یه خرس نیست دو تائه!) الان زنگ دومه و ادبیات داریم! منو نیلوفرو شیرین پیشه هم نشستیم!لاکو توهم هم پشته سرمونن! موهای لاک مثل شیر شده! الان معلمه گفت هر کی شراب بخوره در اسلام 80 ضربه شلاق داره! بله!(این تیکه جدیده به جای برو بابا ولم کن من دیگه بی خیالم! و ما هم چنان در حال paper چتیم! توهم زد تو سرم ! آخه این قدر گفتم بله دیوونه شد!ولی نیلوفر با مهربونی منو در تکراره این کلمه یاری می کنه!شیرین هم داره با گریه میگه بسه بابا دهنمو صاف کردی! خدایی چه قدر بد خط شدم ها! ای بابا!آزار داره بچه!هی میزنه! اینا نه دوستیشون معلومه نه دشمنیشون! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 22:11 توسط خب خودم دیگه!D:! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
85/04/01 - 85/04/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 84/11/01 - 84/11/30 84/10/01 - 84/10/30 84/09/01 - 84/09/30 84/08/01 - 84/08/30 |
| پیوندها |
|
خوددرگیری های یک سرتق نگز دردسرهای منیژه! هری پاتر و معجون مرگ لینکستان امین آخرش تنهام گذاشت یاسمن من از نهایت شب حرف میزنم |
|
RSS
|