![]() |
![]() |
|
| بی خیال بابا!فقط زندگی میگذره چون راهی به جز این نداره پس شاد باشین و شیطون! |
|
سلام اولین پسته امسالم! اه ... حالم به هم می خوره از این اولینو آخرینا. از اولین روز و آخرین روز... از سلام تا خداحافظی ... به هر حال هستن! هر شروعی یه پایانی داره تلخ یا شیرین! دیشب خواب دیدم شوهر خاله ی یکی از دوستام مرده! خیلی تو خواب برای بچه هاش گریه کردم . فقط 1 بار دیده بودمش! ولی هیچی ازش یادم نیست به جز یه پیزهن آبی که تنش بود. بالاخره بعد از یه سال من امروز یه کم زود از خواب بیدار شدم.ساعت 10 همه چی میگذره ... چه من بخوام چه نخوام چه خوب چه بد! تازه سه روز از عید گذشته! ما هم هنوز نرفتیم مسافرت . قراره بریم .ولی من اصلا حوصلشو ندارم! دلم برای دوستام تنگ شده . اصلا فکرشو نمی کردم. فکر خیلی چیزای دیگه هم نمی کردم! همیشه چیزای غیر منتظره ای وجود داره که هیچ کس فکرشو نمی کنه! مثلا فکرشو نمی کردم که یه زمانی این قدر چرتو پرت بنویسم! ولی خوب الان دارم مینویسم! طبق معمول دارم ebru گوش میدم! می دونم خیلی ضایست ولی من دوست دارم! داره می گه sen sizim ولی بدونه اون هم میشه ! دیشب خواب خانم مافی هم دیدم! باورم نمیشه دلم برای اونم تنگ شده. ولی خدایی این ebru صدا هم نداره ها قیافش هم که همش عمله ! ولی من دوسش دارم . لباسشم الان صورتیه! با کمبوده رمان هم مواجه شدم! یعنی دارم ها ولی حس خوندن اون جور رمانا نیست! دلم برای مریم هم تنگ شده!چه قدر بی معرفت! خوب دیگه الان ظرفیت چرتو پرت گوییم تمومه! فعلا! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 13:20 توسط خب خودم دیگه!D:! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
85/04/01 - 85/04/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 84/11/01 - 84/11/30 84/10/01 - 84/10/30 84/09/01 - 84/09/30 84/08/01 - 84/08/30 |
| پیوندها |
|
خوددرگیری های یک سرتق نگز دردسرهای منیژه! هری پاتر و معجون مرگ لینکستان امین آخرش تنهام گذاشت یاسمن من از نهایت شب حرف میزنم |
|
RSS
|