تبليغاتX
شیطونی های منو و دوستام
بی خیال بابا!فقط زندگی میگذره چون راهی به جز این نداره پس شاد باشین و شیطون!
امتحان شیمیمو بد دادم! وای خدا آخه چرا؟

چه امتحان فیزیکی دادیم!

من سواله ۹ امتحان فیزکه اولا رو از روی برگه ی اون اولیه که جلوم نشسته بود کپ زدم دادم عقب برای اون یکی اولیه ولی معلمه یه هو برگشت منم هول شدم  برگه رو دادم به قرمز!(هم کلاسیمه ! دوستمه!مهربونه!دوسش دارم!)بعدش قرمز داشت می کشت خودشو که اینا چین من دادم بهش ! هر کاری کردم نفهمید این برگه ماله بغل دستیشه!منم از روی ناچاری برگشتم برگه رو گرفتم دادم به اون اولیه!

خلاصه این امتحانامون شیر تو شیرین!

و ما یعنی منو قرمزو تو هم تصمیم گرفتیم که سعی کنیم روزی فقط۱۰ دقیقه راجع به مسائل خاصی با هم صحبت کنیم نه بیشتر  جهت تخلیه   ولی کاره خیلی سختیه آخه قضایا مهمن!و داریم سعی می کنیم از میزان فحش دادنامون کم کنیم!

این قدر امروز خندیدم که دارم میمیرم از دل درد!

عجب محیط فرهنگییه ای دانشگاه!

راستی توهم و قرمز هم دارن تحت تاثیر سلیقه ی من رو به نابودی میرن!زندگیشون شده صورتی!کل دفتراشونو با روان نویس صورتی ها من می نویسن!نیلوفر هم هر دفعه می ره شهر کتاب برای من یه چیزه صورتی می خره!

کم مونده با مانتو شلواره صورتی برم مدرسه!یا برم مو هامو صورتی کنم!البته این کارو می کنم ها ولی الان یه کم زوده!

راستی تولد من با معلم ریاضیمون دقیقا در یک روز و یک ماهه!

میرمو میمیرمو آسوده میشم از عشق!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 21:12  توسط خب خودم دیگه!D:! | 

خیلی وقته که آپ نکردم!

گاهی وقتا خیلی حرفا تو دل آدم  هستن که نمیشه اونا رو گفت یا تو وب نوشت!

گاهی هم آدما خیلی رویاهای خوشی برای خودشون دارن که با اونا زندگی میکنن ولی یه دفعه همه چی خراب میشه!با کوچکترین حرف یا عملی که از یه نفر سر می زنه!

....اون وقته که دنیا رو سرت خراب میشه!

راستی جو مدرسه خیلی الان باحاله!

همه تو فکر یزدن!

و من هم که نماینده آموزشیم به دلیل جلسات در مورد سفر راحت تر کلاسا رو دو در می کنم!می ریم میشینیم تو دفتر می گیم ما لقمه می خوایم!برامون کره عسل میارن!

جو آهنگ های جوات هم بد جوری زیاد شده!

عاشق شدم کاش ندونه!دسته دلمو نخونه !اگه بدونه می دونم دیگه با من نمیمونه!

خوش به حاله دوست دختر بنیامین چه آهنگایه جواتی براش می خونه این بنیامین!

وای از شنبه امتحان داریم!

این لیستای مدرسه که برای گروهای یزده هم خیلی باحال شدن!

اسم من تو هر سه تا لیست هست!

زنگه دینی امروز خیلی خوب بود!

این قدر فعال شده بودیم!

من امروز ورزش رو هم دو در کردم!(این ورزش از همه چی بد تره دو در کردنش از همه سخت تره!)

راستی یه دوسته جدید هم پیدا کردم!

خیلی ازش خوشم اومد1اسمش پرنده !ساله اوله دانشگاهه!خیلی خوب و مهربونه!

ما رو از دره دانشگاه رد کرد!رفتیم نشستیم تو دانشگاه درس خوندیم!

راستی خیلی بده آدم بین چند نفر گیر کنه!ندونه به کی چی بگه! و با سکوتش دیگرانو ناراحت کنه!

آخه یکی نیست بگه وقتی موضوع واسه آپ کردن نداری چرا آپ می کنی؟

با غرورت منو دسته کم گرفتی اینم بمونه!

این آپم خیلی جوات بود گفتم با یه جمله جوات تموم شه!

خواستم عاشقت کنم گفتی محاله ! اینم بمونه!

خودم هم داره حالم به هم می خوره!بسه دیگه دختر!

فعلا:

 

B

Y

E

اون بالایی رو دیروز نوشته بودم!ولی این شماره 10 رقمی ها قات زده بودن نشد بذارمش!

خدایا شنبه تعطیل باشه!ما امتحان ریاضی داریم!سوما هم حسابان دارن!

راستی سوم های ما از امروز پیشی شدن!(میو ! میو!)

ما چه قدر این آقای غیاثی رو اذیت می کنیم!امروز از ساعت 8 صبح تا 1:30 پیششون بودیم!بیچاره چی کشیدن از دستمون!

آقای کوچ مشکی هم امروز دیدیم! از دست ما فرار کرده بود!ترم اول برای مهندسی  ژنتیک اومده بودن !من هم رشته ریاضی انجمن مهندسی ژنتیک بودم!البته فقط به خاطره معلمش این کارو کرده بودم!

امروز قبول کرد استاد راهنمامون بشه!!!!!!!!

سرم برای اولین بار به ظور وحشتناکی در حاله منفجر شدنه!

کلی آدم اومده بودن برای ثبت نام آزمون تیز هوشان!

هر کی به من می گفت کجا باید برم تا برسونمش به محل ثبت نام پشیمونش می کردم!

میگن امتحان میدن اگه قبول شن شهریه نداره! دلشون خوشه والا!

خوب فعلا

B

Y

E

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 21:56  توسط خب خودم دیگه!D:! | 

قبل از زنگ اول:

سلام!چه طوری؟ دلم تنگ شده بود!

عیدت مبارک!

هنوز 2دقیقه نگذشته بود که توهم روان نویس صورتی رو که برام خریده بود بهم داد!بعدش هم نیلوفر خودکار و pstit صورتی بهم داد!

یعنی این قدر تابلو من عاشق صورتیم!(خوب به این میگن یه سلیقه کاملا دخترونه!)

شیرین هم یه خرس گوگولی برام خریده!(من الان دارم اینا رو تو کلاس می نویسم!شیرین می گه یه خرس نیست دو تائه!)

الان زنگ دومه و ادبیات داریم!

منو نیلوفرو شیرین پیشه هم نشستیم!لاکو توهم هم پشته سرمونن! موهای لاک مثل شیر شده!توهم هم داره برای من ادبیات مینویسه!

الان معلمه گفت هر کی شراب بخوره در اسلام 80 ضربه شلاق داره!ما هم مسلمونیم!

بله!(این تیکه جدیده به جای برو بابا ولم کن من دیگه بی خیالم!

و ما هم چنان در حال paper چتیم!

توهم زد تو سرم !

آخه این قدر گفتم بله دیوونه شد!ولی نیلوفر با مهربونی منو در تکراره این کلمه یاری می کنه!شیرین هم داره با گریه میگه بسه بابا دهنمو صاف کردی!(این کار در تخصص منه!)

خدایی چه قدر بد خط شدم ها!

ای بابا!آزار داره بچه!هی میزنه!

اینا نه دوستیشون معلومه نه دشمنیشون!

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 22:11  توسط خب خودم دیگه!D:! | 
سلام!

حوصله آپ کردن نداشتم این چند روزه!

یعنی وقتشو نداشتم!(اصلا فکر نکنین که من همیشه آنم ها!)

این عیدم داره تموم میشه!

فردا سیزده به دره!

من که از اون وقتی که یادمه هر وقت سیزده به در رفتم بیرون بارون اومده!اگه فردا بارون اومد بدونین من بیرونم!

Like theTtree needs the Earth

Like the Night needs the Moon

Like the Star needs the Sky

Like the Guitar needs the Tune

My world needs You

I miss you

البته من کسیو از دست ندادم!

جملش قشنگ بود همین جوری نوشتم!

+ نوشته شده در  شنبه 12 فروردین1385ساعت 16:57  توسط خب خودم دیگه!D:! | 

سلام

اولین پسته امسالم!

اه ...

حالم به هم می خوره از این اولینو آخرینا.

از اولین روز و آخرین روز...

از سلام تا خداحافظی ...

به هر حال هستن!

هر شروعی یه پایانی داره تلخ یا شیرین!

دیشب خواب دیدم شوهر خاله ی یکی از دوستام مرده!

خیلی تو خواب برای بچه هاش گریه کردم .

فقط 1 بار دیده بودمش!

ولی هیچی ازش یادم نیست به جز یه پیزهن آبی که تنش بود.

 

بالاخره بعد از یه سال من امروز یه کم زود از خواب بیدار شدم.ساعت 10

همه چی میگذره ...

چه من بخوام چه نخوام چه خوب چه بد!

تازه سه روز از عید گذشته!

ما هم هنوز نرفتیم مسافرت . قراره بریم .ولی من اصلا حوصلشو ندارم!

دلم برای دوستام تنگ شده .

اصلا فکرشو نمی کردم.

فکر خیلی چیزای دیگه هم نمی کردم!

همیشه چیزای غیر منتظره ای وجود داره که هیچ کس فکرشو نمی کنه!

مثلا فکرشو نمی کردم که یه زمانی این قدر چرتو پرت بنویسم!

ولی خوب الان دارم مینویسم!

طبق معمول دارم ebru گوش میدم!

می دونم خیلی ضایست ولی من دوست دارم!

داره می گه sen sizim ولی بدونه اون هم میشه !

دیشب خواب خانم مافی هم دیدم!

باورم نمیشه دلم برای اونم تنگ شده.

ولی خدایی این ebru صدا هم نداره ها قیافش هم که همش عمله !

ولی من دوسش دارم .

لباسشم الان صورتیه!

با کمبوده رمان هم مواجه شدم!

یعنی دارم ها ولی حس خوندن اون جور رمانا نیست!

دلم برای مریم هم تنگ شده!چه قدر بی معرفت!

خوب دیگه الان ظرفیت چرتو پرت گوییم تمومه!

فعلا!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 13:20  توسط خب خودم دیگه!D:! |